سلام من دوباره اومدم با یک مقاله دیگه. البته این یکی مثل قبلیه واقعیت نداره و فقط یک افسانه ست که رولینگ به طرز ماهرانه ای ازش استفاده کرده:
کتاب پیشگویی را که بر طرف کردن ابهامات آینده نام دارد زنی به نام کاساندرا وابلاتسکی نوشته و دانش آموزان هاگوارتز در کلاس پیشگویی از آن استفاده می کنند.
این نام برای متخصص پیشگویی نامی بسیار کامل و برازنده است.این نام از نام دو انسان مشهور برگرفته شده استکه نامشان با پیشگویی و جادو در ارتباط است.
در اسطوره شناسی یونان باستان کاساندرا پیشگو بود یعنی می توانست آینده را ببیند. این توانایی را یکی از خدایان به نام آپولو که به کاساندرا علاقه داشت به وی اهدا کرده بود.آپولو قول داد توانایی پیشگووی را به کاساندرا اعطا کند به شرطی که کاساندرا عشق او را پاسخ بگوید. اما کاساندرا پس از آنکه پیشگو شد و به نهان بینی دست یافت نظرش تغییر کرد به همین دلیل آپولو با خشم او را نفرین کرد و آرزو نمود که هرگز کسی حرف کاساندرا را باور نکند . این امر موجب حزن و اندوه کاساندرا شد.
کاساندرا در داستان مشهور تروی نیز نقشی ایفا می کند.کاساندرا دختر شاه پریام پادشاه شهر تروی بود و هنگامی که سربازان یونانی به ظاهر دست از حمله کشیدند و شیئی ارزشمند و گرانبها به شکل یک اسب چوبی بزرگ را در خارج شهر رها کردند و عقب نشینی کردند کاساندرا به پدرش هشدار داد که برای جشن گرفتن عجله نکند و از همه مهمتر اسب را به داخل شهر نیاورد(البته در فیلم تروی پسر پادشاه این نظر را می دهد که یک از اشتباهات فیلمنامه است ) ولی به دلیل نفرین آپولو پدرش به حرف او توجهی نکرد.سربازان یونانی درون اسب مخفی شده بودند.آنها منتظر ماندند تا اسب به درون شهر برده شد و همه به خواب رفتند سپس به آرامی از داخل اسب چوبی بیرون آمدند و شهر را تصرف کردند.
بدون شک نام خانوادگی کاساندرا وابلاتسکی از نام هلنا پترونا بلاواتسکی بر گرفته شده است که یکی از بنیانگذاران جامعه اشراق بود.از جمله اهداف جامعه اشراق "بررسی قوانین توضیح داده نشده طبیعت و قدرتهای نهفته در وجود انسان"و یا به عبارت دیگر جادو بود.
امیدوارم که خوشتون اومده باشه در پایان هم به بعضی از انواع پیشگویی های اسطوره ای اشاره می کنم که رولینگ با آنها اشاره نکرده:
۱-پیشگویی با تیر و کمان:تیر را در هوا رها می کردند و بر اساس نحوۀ پرواز آن در هوا پیشگویی می نمایند
۲- کف بینی:خواندن خطوط کف دست
۳ -داکتیلومانسی: بررسی نوسان یک حلقه معلق
۴-دافنومانسی:بررسی صدای ناشی از سوختن گیاه در آتش
۵-لامپادومانسی:بررسی نور چراغ
۶-لیبرانومانسی:بررسی دود عود
۷ -لیتومانسی:بررسی خطوط جواهرات تراش نخورده
۸-مارگاریتومانسی:بررسی مهره و مروارید
۹-متوپوسکوپی:بررسی چین و چروک پیشانی
۱۰-جمجمه خوانی:شناخت شخصیت از روی شکل و برجستگی های کاسۀ سر
تا فردا همین ساعت خداحافظ![]()
همانگونه که بسیاری از هواداران هری پاتر میدانند نیکلاس فلامل یک شخصیت تاریخی حقیقی است. او در حدود سال 1330در نزدیکی شهر پاریس چشم به جهان گشود و شغلهای متعددی از قبیل سرودن شعر نقاشی و کاتب عمومی را تجربه کرد و سپس به طالع بینی علاقمند شد. بر اساس نوشته های فلامل او در 1357 فرشته ای را در خواب دید. آن فرشته کتابی را به فلامل نشان داد و گفت:"فلامل به این کتاب نگاه کن تو به هیچ وجه چیزی از آن متوجه نمی شوی اما روزی خواهد آمد که در این کتاب چیزی خواهی دید که هیچ کس دیگری آن را نخواهد دید"
روز بعد او همان کتاب را در دکه کتاب فروشی مشاهده کرد که قیمت بسیار نازلی هم داشت زیرا هیچ کس نمی توانست نوشته های آن را درک کند. فلامل تلش زیادی به خرج داد و با کمک دانشمندی که به زبان عبری آشنایی داشت توانست رمز متن آن را درک کند. به نظر می رسید آن نوشته کتابچه راهنمای تبدیل فلزات اصلی به طلاست .
متاسفانه بر اساس دستورالعمل های مندرج در کتاب باید از ماده ای خاص در این ترکیب استفاده می شد. این ماده خاص سنگ فیلسوف نام داشت. ولی در کتاب مورد بحث تو ضیح دقیقی در بارۀ سنگ فیلسوف ارائه نشده بود. فلامل دهها سال آزمایش کرد تا ماده مرموز را بیابد. او در17 ژانویه 1383 در دفترچه خاطرات خود نوشت:
"بالاخره ماده ای را که به دنبال آن بودم یافتم. آنرا از بوی تندش شناختم و توانستم به کمک آن آزمایش را عملی کنم. من نحوۀآماده سازی عامل اول را آموخته بودم و تنها باید کلمه به کلمه نوشته های کتاب را انجام می دادم.نخستین باری که این عمل را انجام دادم کارم را با جیوه آغاز کرده و حدود 700گرم آن را به نقرۀ خالص تبدیل کردم. بعد ها یعنی در بیست و پنجم آوریل همان سال این کار را به همراه سنگ قرمز انجام دادم و در آن روز توانستم مقدار مشابهی جیوه را به طل تبدیل کنم.کاملا آشکار بود که این طلا از طلاهای عادی خالص تر و ناب تر است.من این حادثه را به کمک (همسرم)پرنل سه بار با موفقیت انجام دادم"
توصیف فوق در بارۀ سنگ فیلسوف که آن را "دارای بوی تند" بر می شمرد موجب شد بقیه کیمیا گران به این نتیجه برسند که سنگ فیلسوف همان گوگرد است. ولی هیچ کس را نمی شناسیم که توانسته باشد فرآیند یاد شده را تکرار کند
متن فوق از کتابی نوشته "دیوید کالبرت"بود که تقدیم حضورتان کردم.برای آن دسته از عزیزانی که در صحت متن فوق و یا اصل کیمیا گری شک دارند لازم است بگویم که بعضی از امامان و بزرگان اسلام مانند حضرت امام صادق(ع) و همچنین غلام ایشان از علم کیمیا گری بهره مند بودند.
منتظر مقاله های جالب بعدی ما نیز باشید در ضمن ما را از نظراتتان بی بهره نگذارید. خداحافظ
این وبلاگ خانه تمام کسانی است که به نوعی عاشق رمانهای فانتزی روز مانند :هری پاتر -فرمانروای حلقه ها-دارن شان-در جست و جوی دلتورا-و... وافسانه های باستان و کهن ایرانی و خارجی هستند
این وبلاگ آمادگی در اختیار قرار دادن هرگونه عکس فیلم و یا موسیقی در این زمینه هارا داراست و همچنین آمادگی پاسخگویی به سوالات شما عزیزان در این زمینه ها را دارد.
در ضمن این وبلاگ در نظر دارد در جهت رشد هنرمندان گمنام پیر و جوان ایرانی در هر کجای دنیا در زمینه داستانهای تخیلی-فانتزی گام بر دارد از این رو شما عزیزان هنرمند و یا علاقه مند به هنر شگرف داستان نویسی می توانید با ارسال متن داستانها و یا ایده های خود در این زمینه از راهنمایی های بنده حقیر استفاده کرده تا با هم هنر ایران و ایرانی را به تمامی جهان عرضه کنیم تا این هنر از محدود شدن به کشور هایی مانند انگلیس در امان بماند.
شما دوستان می توانید در بخش نظرات با دوستان خود به بحث در زمینه های بالا بپردازید.
در ضمن به علت تازه تاسیس بودن این وبلاگ نظرات ارزشمند خود را از ما دریغ نکنید.
تا دیدار بعدی خدا یار و نگهدارتان![]()


