تبليغاتX
بزرگترین مرجع افسانه ها و اساطیر باستان
سلام به دوستان

ببخشید یکم آپم دیر شد.امروز یک مقاله در مورد افسانه اودیسه و شخصیت اودیسیوس گذاشتم:

ادیسیوس پس از آشيل و پاتروكل بزرگ‌ترین و نام آورترین قهرمان یونان است. او در هوشمندی و نیرنگ بازی نامی بلند برای خویش به جا گذاشته. او پادشاه ايتاك، فرزند لائرت و آنتیکله بود و با پنه لوپ دختر ايكاريوس، پیوند زناشویی بست و از پیوند آنان تلماك متولد شد.

وقتی پاریس هلن را ربود، منلاس خواستار جنگ با ایشان گشت و آگاممنون این را پذیرفت و از هم‌پیمانان‌اش در خواست کمک کرد، او کوشید از رفتن به تروا تن باز زند اما تلاش‌اش بیهوده ماند اما قبل از این که با آنان همراه شود به سوی سکیروس روی گرداند تا در آن جا آشيل نوجوان را بیابد او که در جامه زنان در قصر لیکومد به امر مادرش تتيس پنهان شده بود و روزگار می گذارند، اولیس هوشمند برای باز شناختن آشيل حیله کرد و به شکل بازرگانان در آمد و بارش را از جواهرات پر کرد و در میان‌شان شمشیری گذاشت و به درون قصر راه باز یافت. آشيل از میان جواهرات شمشیر را انتخاب کرد و ادیسیوس او را شناخت و با خود همراه کرد. ده سال اول به جمع کردن لشکر گذشت و پس از آن آنان به راه افتادند و اینان در راه تروابه هر منزل و شهری که می‌رسیدند دست به غارت می‌زدند تا به تِبِس شهری که سپند ائیتون بر آن حکم می‌راند رسیدند. پس از فتح آن، ایشان به سوی تروا رهسپار شدند. ده سال دوم نبرد که با تروایی‌ها می‌جنگیند، اولیس به پاس کار‌هایش نام‌اش پر آوازه گشت و بر همگان سر آمد:

او ديومد خسته تن را تیمار کرد، دلون را کشت؛ به همراه ديومد به درون بارو‌های تروا راه جست. بر دو اسب نامدار رزوس دست یافت، در بازی‌هایی که در آیین سوگ و مرگ پاتروكل برگزار شد بر دو آژاکس پیشی یافت و آنان را شکست داد. او یکی از کسانی بود که برای آشتی دادن آشيل و آگاممنون به سوی آشيل رفت اما موفق نشد. اینان قهرمانی‌های وی بودند که در این منظوم "ايلياد" آمده است. و بعد از آن، او برای راه یافتن به آن سوی دیوار های نفوذ نا‌پذیر تروا حیله کرد، به آخاییان پیشنهاد داد که اسبی چوبین بسازند و آن را پیش کش تروجانی‌ها کنند و وانمود کنند که شکست خوردند این حیله کارگر شد و آنان در دل اسب به تروا راه یاقتند و از آن عظمت فقط خاکستر باقی گذاشتند. بازگشت ادیسیوس نیز ماجراهای بسیار دارد که هومر از آن نیز کتاب به نظم در آوردِ که در یونان اوديسيوس نام گرفته است.
بر روان پوزئيدون
به این سبب که اولیس چشم یگانه، غول پولیفم مینوی، را که یکی از نیرومندترین غولان بوده است کور کرده کینی نشسته بود و او بدون این که اولیس را بکشد، او را دور از وطن‌اش سر گردان می کند. اما بعد از ده سال سر گردانی اولیس به ايتاك باز می گردد پنه لوپ که دیگر نمی‌توانست از پس خواستگاران بر بیاید مسابقه‌ای طرح کردِ بود که هر کس که بتواند کمان اولیس را فرو کشد و تیری را از میان دوازده تبر که در پی هم چیده شده‌اند بگذارند با وی عروسی می‌کند. اولیس لباس مبدل پوشید و به جمع خواستگاران پیوست و تنها کسی بود که توانست کمان را کشد آن گاه خود را نمایان کرد و از کشته خواستگاران پشته ساخت و انتقام خود را از خواستگاران که در این چند سال بر اموال او افتاده بودند گرفت.

نوشته شده توسط آپولو در پنجشنبه دهم آبان 1386 ساعت 19:2 | لینک ثابت |
 
business articles