خيلي از طرفداران پروپاقرص رمان ارباب حلقه ها معتقدند كه خانم رولينگ در نوشتن هري پاتر از ارباب حلقه ها ايده گرفته و به همين دليل هري پاتر را اثري بي ارزش و كپي شده مي دانند.دليل اين عقيده خود را نيز شباهت هاي اين دو در مواردي چون: 1-شباهت جان پيچ به حلقه 2-شباهت دامبلدور به گندالف 3-شباهت دابي به گالوم و.... مي دانند.
جي.آر.آر.تالكين نويسنده كتابهاي هابيت و ارباب حلقه ها واژه "پاتيل داستان" را ابداع كرد تا ظرفي در حال پخت را توصيف كند كه محتوي ايده،موضوع و شخصيت است و همه نويسندگان چيزي از آن بر مي دارند يا چيزي به آن مي افزايند.دنياي خيالي كه رولينگ به وجود آورده دنيايي منحصر به فرد است،ولي از شالوده عميقي از اسطوره ها و فرهنگ عامه نشأت گرفته كه در طي زمان و مكان جاودان و پاينده بودند.
در ادبيات واژه "آرك تايپ" به معناي شخصيتها يا موقعيت هايي است كه مستقل از زمان و مكان وجود دارند. به زبان ساده در آثار ادبي مطرح ملل مختلف در زمانهاي مختلف اين كاراكتر ها را مي توان يافت.حال توجه به اين نكات ضروري است:1-تفاوت زماني نوشته شدن "ارباب حلقه ها" و "هري پاتر"كمتر از 60 سال است 2-هر دو نويسنده انگليسي هستند و ساختار هر دو داستان آنگلوساكسون مي باشد 3-تم(محور و خمير مايه) اصلي هر دو داستان تم "منجي" مي باشد.4-هر دو از آثار بزرگ ادبي هستند و از "آرك تايپ" هاي مختلفي استفاده استفاده كرده اند.
حال با توجه به نكات فوق مي توان گفت اين دو اثر لااقل در سمتي از ساختار شبيه به هم هستند.از مهمترين دلايلي كه اين دو كتاب را شبيه به هم دانسته اند شباهت گندالف و دامبلدور است. اين يكي از همان آرك تايپ هاست كه به نام :پيرمرد خردمند مشهور است. خصوصيات اين آرك تايپ:پير خردمند دنياديده،از لحاظ بدني خيلي قوي تر از يك پيرمرد،مو و ريش بلند سفيد يا خاكستري،آرامش در مواجهه با خطرات،داشتن يك هماورد قوي از دنياي تاريكي است كه هميشه به يك جوان كه بايد شر را نابود كند را را نشان مي دهند.
از اين قبيل آرك تايپ ها در اين دو داستان فراوانند.اغلب شباهتهاي ميان اين دو كتاب از همين نوعند.يكي از دلايل ماندگار شدن و بي مرز بودن يك اثر ادبي هم وجود آرك تايپ هاست.چون همانطور كه گفتم يك آرك تايپ براي انسانها در مكانها و حتي اعصار متفاوت قابل فهم و جذب است. اما از لحاظ موضوع و سبك داستان(با وجود تم اصلي مشترك و شباهتهاي ساختاري اين دو اثر)بسيار متفاوتند.تالكين در ارباب حلقه ها يك دنياي نو خلق كرده است.داستان او متكي به آثار بزرگ ادبيات گذشته اروپا مانند "شاه آرتور" و افسانه هاي "بيو ولف"،"مرلين"و"ولسانگ مي باشد.او حتي ادبيات شرق(هند،چين و ايران) را نيز مطالعه كرده بود.از سوي ديگر تالكين يك زبان شناس و استاد ادبيات و زبان شناسي دانشگاه آكسفورد بود.او براي كتابهايش واقعا چندين زبان اختراع كرد.ارباب حلقه ها قصه نابودي شري است كه چند هزار سال دوام آورده است.قطعا در اين زمينه ها ارباب حلقه ها اثري بس با ارزشتر از هري پاتر ميباشد.در پايان ذكر اين نكته ضروري است كه قطعا خانم رولينگ از ارباب حلقه ها ايده گرفته است همانطور كه از آثار ديگر اروپايي يا غير اروپايي نيز ايده گرفته است و نام اين كار تقليد به معناي منفي آن نمي باشد.قسمت عمده ادبيات همين گونه است و هر چند صد سال يكبار يك نفر پيدا مي شود تا واقعا كار جديدي ارائه دهد.پس اين كار رولينگ يكي از روش هاي هنري است و هيچ مشكلي هم ندارد.همانگونه كه ذكر شد تالكين هم همين كار را كرده و داستانش را با نگاه به افسانه هاي گذشته نوشته است.


