
با وجود اين زئوس نه قادر متعال بود و نه داناي كل.هم مي شد او را فريفت و هم مي شد با او به مخالفت برخاست.در ايلياد پوزئيدون ،و نيز هرا،او را مي فريبند.گهگاه سخن از اين مي رود كه قدرت مرموز و اسرارآميز ،يعني سرنوشت يا تقدير،از رئوس نيرومند تر بوده است هومر ، هرا را بر مي انگيزد با لحني سرزنش آميز از او بپرسد كه آيا مي تواند انساني را كه سرنوشت به مرگ محكوم كرده است دوباره زنده كند يا خير؟

معبد زئوس
او را سمبول يا نماد عاشق پيشگي و حيله گريهاي گوناگون براي پنهان ساختن خيانت هايي كه به همسرش مي كرد معرفي كرده اند.در برابر اين پرسش كه چرا اين كردار ها را به سرور و فرمانرواي كل خدايان نسبت داده اند محققان و دانش پژوهان گفته اند كه زئوسي كه در آواز ها و داستانها از او ياد مي شود آميزه ايست از تمام خدايان .هرگاه پرستش وي به شهري مي رسيد كه خود خدايي فرمانروا داشت،آن دو به تدريج با هم ادغام مي شدند .همسر آن خدا نيز به زئوس مي رسيد .اما نتيجه ناخوشايند بود و يونانيان ادوار بعد اين گونه عشق بازي ها و شهوتراني بي پايا را نمي پسنديدند.
![]()
مجسمه زئوس
زئوس نه تنها مي خواست كه انسانها قرباني به او پيشكش كنند ،بلكه مي خواست راستي نيز پيشه كنند.در جنگ تروا به ارتش يونان گفته مي شود كه:" زئوس هيچ وقت به دروغگويان ويا به آنان كه سوگند و پيمانشان را مي شكنند ياري نمي دهد."
يك سپر سينه بند زرهي او بود ،كه نگاه كردن به آن هراس بر مي انگيخت ،و عقاب پرنده مورد علاقه اش بود و بلوط درخت وي.دودونا (dodona)در سرزمين درختان بلوط معبد و پرستشگاه او بود.صداي به هم ساييده شدن برگهاي درخت وسيله ابلاغ پيام او بود و كاهنان آن را تعبير و تفسير مي كردند.
مطالب مرتبط:هرا(جونو یا جونون)
فوئبوس آپولو
پوزئیدون(نپتون)
هادس(پلوتو)
بوسیس و فیلمون
پرومتئوس و یو

